حتما رنکینگ بهترین سایت های ایران و بهترین سایت های دانشمند را در سایت alexa.com دیده یا شنیده اید . با کمی دقت متوجه میشوید اغلب سایت هاییکه در یک کشور جز 100 سایت برتر آن کشور شناسایی شده اند سایت هایی هستند که سرویس هایی خاص به مشتریان خویش میدهند . مثلا راه اندازی سیستم گفتگوی آنلاین ، تاسیس فروشگاه اینترنتی بر روی سابدومین یا دومین اصلی ، راه اندازی سیستم نظرسنجی یا قرعه کشی و یا حتی سرویس شارژ سیم کارت ، پرداخت الکترونیک و یا طراحی نرم افزارهای خاص با ایده هایی جدید مرتبط با خدمات فروش یا پس از فروش محصولات و خدمات شما موجب مراجعه همیشگی کاربران به سایت شما و افزایش بازدیدکنندگان و افزایش رتبه سایت در موتورهای جستجوگر خواهد شد .
مثال : تارنما سازین www.sazinco.com یا وب سایت کمپانی شاتل www.shatel.ir برخی از خدمات همانند پرداخت خرج اینترنت ، تمدید خدمات هاستینگ یا تمدید و ثبت آنلاین دامین را از طریق تارنما شان اتمام میدهند . سایت سازین سرویس جدیدی با عنوان نرم انگیزه ها پیامک متعدد با آدرس sms.sazinco.com تاسیس نموده که کم و بیش کلیه مشترکین این نرم انگیزه ها برای کاربرد و ارسال پیامک به ناحیه یا کدپستی یا عدد موبایل اصناف به این سابدومین مراجعه میکنند.
۱۴- ارسال ایمیل تبلیغاتی ، ارسال پیامک تبلیغاتی »
به شما رهنمود می کنم الی از راه ایمیل با مدیران سایت ها در تماس باشید و در آهنگ خود را برای درج لینکتان در سایت های گوناگون مطرح نمائید . ارسال ایمیل متعدد تبلیغاتی ( افزار هوشمند ارسال ایمیل انبوه) و ارسال پیامک تبلیغاتی سراسری از جمله ابزاری محسوب میشود که لغایت 10 برابر هزینه کمتر و تا 100 برابر کارائی اکثریت در افزایش بازدید وبلاگ رایگان خواهد داشت .
۱۵- ثبت سایت در سایت ها و دایرکتوری های مجهز به سرویس ثبت لینک و لینکستان »
لینک خویش را در سایت هایی که قسمت ثبت لینک دارند حتما ثبت کنید . سایت هایی که دسته مربوط به معرفی لینک و جداسازی صنفی دارند و به نوعی دایرکتوری های اصناف و مشاغل از سایر امکاناتی است که در اینترنت به عنوان یک پتانسیل محسوب میشود .
۱۶- ثبت آگهی و سفارش تبلیغات اینترنتی به گوگل یا دیگر سایت های دارای رنک بالا »
قرار نیست تمام تنظیمات و سرویس ها در اینترنت مجانی باشد . ثبت آگهی رایگان و ثبت سایت رایگان و لینک مجانی خوب است اما دقت کنید اگر کسب و کارتان و پیشی از رقبا برای شما یک تصمیم مهم محسوب میشود بعد امثال بودجه ای که تا دیروز برای تبلیغات کسب و کارتان در نظر گرفته اید ، بودجه ای برای ثبت آگهی و تبلیغات در سایت های با رنک و رتبه بالا در عقیده بگیرید .
۱۷- معرفی سایت بر روی سربرگ،کاتالوگ،کتاب و پوسترها »
وب سایت ها همان محل فیزیکی کسب و کارتان محسوب میشود. یک روزنامه ، شرکت ، کارخانه،نقاش،بازیگر،باشگاه ورزشی،رستوران . . غیره دارای دکوراسیون،موقعیت فیزیکی ، پرسنل، تلفن ، دورنگار میباشد . وب سایت شما به جز محتوای سودمند و عکس ها قشنگ باید در کلیه تبلیغات و پوسترها و کاتالوگ ها به مشتریان مستقیم یا همکاران شما شناسایی شود .
گزارش جدید سازمانملل اعلام میکند که ژنرالهای ارشد میانماری باید برای نسلکشی و جرایم جنگی در برابر اقلیت مسلمانان روهینگیایی تحت تعقیب و بازجویی قرار بگیرند. این امر فشار روی جامعه بینالمللی برای واکنش و اقدام در برابر نیروی نظامی و مقامات دولتی این کشور را افزایش میدهد.
گزارش کمیته حقیقتیاب شورای حقوق بشر سازمانملل که دوشنبه منتشر شد، گواه این است که نیروهای امنیتی و نظامی میانماری، شهروندان این کشور را به صورت سازمانیافتهای به قتل رسانده یا شکنجه میکنند. همچنین در برخی از موارد افراد را به بردگی میگیرند. همچنین برخلاف قوانین بینالمللی ارتش میانمار مردم کشور خود را به رگبار میبندد.
روزی که این گزارش منتشر شد، فیسبوک حسابهای کاربری و صفحات مرتبط به افسران ارشد نظامی میانماری را مسدود کرد. از مهمترین صفحات بسته شده میتوان به صفحه شخصی و پستهای فرمانده کل ارتش میانمار، ژنرال «مین آونگ لینگ» (Min Aung Hlaing) اشاره کرد. پستهای فیسبوکی این نظامی رده بالای میانماری توسط گزارشگران حقوق بشر سازمانملل به عنوان مدرکی برای حملات از پیش برنامهریزی مورد استناد قرار گرفته بود. در بخشی از این گزارش آمده است که:
گزارشها میگویند که الزامات انجام علمیات نظامی نباید کشتار مردم، تجاوز به زنان، حمله به کودکان و سوزاندن روستاها را توجیه کند.
گزارشگران سازمان ملل در این گزارش به صراحت گفتهاند که «نقض چندباره حقوق بشر» توسط نظامیان میانماری صورت گرفته است و بیتفاوتی دولت میانمار به این حجم انبوه از جنایات بشری، واقعیت ماجرا را بسیار هولناکتر میکند. این گزارش به شورای امنیت سازمانملل توصیه کرده است که محدودیت سفر و مسدود کردن دارایی مقامات میانماری که قوانین بینالملل را نقض کردهاند هرچه زودتر اجرایی شود. این گزارش در ادامه تاکید دارد که سازمانملل باید این موضوع را به دادگاه جرایم بینالمللی بکشاند، حتی یک دادگاه ویژه رسیدگی به ارتکاب جرایم جنگی علیه بشریت تشکیل دهند.

گزارش شورای حقوق بشر سازمانملل میگوید که جرایم ارتش در برابر مسلمانان روهینگیایی، تقریبا یک میلیون انسان را مجبور به مهاجرت اجباری به سمت کشور همسایه یعنی بنگلادش کرده است. در این گزارش، این اقدام نظامیهای میانماری اقدام اولیه برای نسلکشی به حساب آمده است.
فیسبوک درباره سواستفاده از خدمات و مجموعههای خود در میانمار به شدت واکنش نشان داده است. این شرکت بزرگ اینترنتی در واکنش خود به گزارش سازمانملل اقدام به بستن ۱۸ حساب کاربری در فیسبوک و یک حساب کاربری در اینستاگرام کرده است. همچنین در حدود ۵۲ صفحه فیسبوکی که تقریبا توسط ۱۲ میلیون نفر دنبال میشد هم توسط این شرکت بسته شدند. در ادامه واکنشهای حدود ۲۰ شخصیت حقیقی و حقوقی از جمله فرمانده کل ارتش میانمار و حساب رسمی شبکه تلویزیونی ارتش این کشور به نام «میآ وادی» (Myawaddy) هم توسط فیسبوک تحریم شدهاند. سخنگوی فیسبوک درباره این موضوع گفته است:
ما خواهان جلوگیری از استفاده این افراد و تشکلها از خدمات خود هستیم. دلیل آن هم به خاطر ایجاد مشکلات قومیتی و فشارهای مذهبی تحمیل شده توسط آنها است.
سخنگوی دولت میانمار تماس رسانهها در خصوص اظهار درباره گزارش شورای حقوق بشر سازمانملل را بدون پاسخ گذاشته است. در گذشته، مقامات رسمی دولت میانمار، مقامات محلی روهینگیایی را به خاطر حمله به شهروندان، آتش گشودن به سمت آنها و اجبار به ترک منزلهایشان، مورد سرزنش قرار داده بود.

فیسبوک در برخی از کشورهای آسیایی به دلیل سواستفاده از خدمات اصلی و جانبی مثل اینستاگرام و پیامرسان واتساپ مورد انتقاد قرار گرفته است. به باور منتقدین، برخی از سواستفادهگران به صورت گسترده از این خدمات برای گسترش نفرت، خشونت، اطلاعات غلط، اخبار جعلی و شایعاتی که میتواند به خشونت فیزیکی منجر شود، استفاده میکنند. در خصوص این انتقادها فیسبوک گفته است:
درست است که ما در واکنش نشان دادن کند عمل کردهایم، اما الان با استفاده از فناوریهای پیشرفتهتر اقدام به شناسایی سخنرانیهای تنفرآمیز آن هم به صورت خیلی سریعتر میکنیم. ما به کاربران خود ابزارهای گزارشدهی بهبودیافتهای را دادهایم تا بررسی محتواهای منفی خیلی سریعتر انجام شود. این ابزار با هدف خاص پیگیری و رصد محتواهای مرتبط با میانمار و اتفاقات این کشور ساخته شدهاند.
در کشور هند، گسترش شایعات جعلی از طریق پیامرسان واتساپ منجر به حملات فیزیکی گسترده و حتی قتل شده است. در همین حین «رودریگو دوترته» رییس جمهور فیلیپین به استفاده از فیسبوک برای هدفگیری و تحقیر منتقدان خود متهم شده است.
از مهمترین تغییرات صورت گرفته برای کنترل محتوای منفی، جعلی یا شایعه میتوان به پیامرسان واتساپ و قابلیت برچسبزنی (labeling) برای پیامهای فوروارد شده اشاره کرد.
فیسبوک در پستهای رسمی خود گفته است:
پیدایش بیشمار رسانههای مجازی خبری و گستردگی استفاده از موبایلهای هوشمند موجب شده است که شرایط کشور میانمار به خاطر نشر اخبار جعلی به شدت آسیبپذیر شود.
«سار سو» مدیر محصولات فیسبوک در پست این ماه خود نوشته است:
ما مسئول مبارزه با سواستفاده از فیسبوک هستیم. این موضوع مخصوصا در کشورهایی مثل میانمار که در آن بسیاری از مردم از اینترنت و رسانههای اجتماعی برای اولین بار برای گسترش تنفر و تنش در خیابانها استفاده میکنند، با اهمیتتر است.
برند آنر، یکی از زیرمجموعههای مهم هواوی است که به تولید گوشیهای هوشمند میپردازد. حالجرج ژائو، مدیر بخش آنر در گفتگویی که در کنفرانس جهانی INS 2018 انجام داده، بهصورت رسمی اعلام کرده که آنها در سال ۲۰۱۹ میلادی، نخستین گوشی هوشمند خود با پشتیبانی از شبکهی 5G را بهبازار عرضه خواهند کرد.
این مقام عالیرتبه هیچگونه اطلاعات اضافی دربارهی این محصول ارائه نکرد و گفتگویی او تنها به ذکر این یک مورد خلاصه شد. احتمال میرود که این دستگاه فعلاً در فاز ابتدایی طراحی قرار داشته باشد.
با این حال ممکن است برای خیلی از کاربران مفهوم فناوری 5G سؤال باشد.
5G بزرگترین اتفاق در حوزهی اینترنت و شبکهی موبایل است که این روزها سروصدای زیادی را بهپا کرده است. بسیاری از تولیدکنندههای بزرگ گوشیهای هوشمند قصد دارند در سال ۲۰۱۹ یا ۲۰۲۰ نخستین گوشیهای خود با پشتیبانی از این شبکه را به بازار عرضه کنند.
فعلاً کوالکام نخستین شرکتی است که توسعهی مودمهای 5G را تکمیل کرده است؛ با این اوصاف، ساختِ این مودمها توسط شرکتهایی چون آرم واینتل طولی نخواهد کشید و بهزودی شاهد ورودِ آنها به این حوزه خواهیم بود. انتظار میرود که برند Honor در ساختهی جدید خود از مودمِ آرم استفاده کند؛ همچنین ممکن است بهجای پردازندهی اختصاصی کرین، اینبار شاهد بهکارگیری پردازندهی اسنپدراگون در محصول جدید آنر باشیم.
یکی از اهداف بنیادینِ فناوری 5G، سرعتِ اینترنت و پهنای باندِ بیشتر بوده است؛ همچنین این فناوری اتصال همزمان چندین دستگاه به شبکه را بدون افت سرعت به ارمغان میآورد. طبق گمانهزنیها، نخستین شبکههای مجهز به فناوری 5G در اوایل سال ۲۰۱۹ راهاندازی خواهند شد.
بهمانند سرعت گسترش فناوری 4G، انتظار میرود که 5G نیز ابتدا در بازارهای محدودی در دسترس قرار گیرد و سپس به آرامی در سطح جهان گسترش پیدا کند. کرهی جنوبی، چین و ایالات متحده آمریکا نخستین کشورهایی خواهند بود که به تجهیز شبکههای موبایل با این فناوری خواهند پرداخت.
سامسونگ و الجی از دیگر تولیدکنندههای بزرگی هستند که برای استفاده از فناوری 5G در گوشیهای آیندهی خود تلاش میکنند.
دگرگونی یا تحول دیجیتال، عامل محرک رشد سریع در شرکتهای بزرگ دنیای فناوری است. با این وجود، هنوز بسیاری از سرمایهگذاران این حوزه، متوجه پتانسیل بالای این موضوع نشدهاند. در ماه جولای، نشریهی وال استریت ژورنال مقالهای را در مورد گوگل و تلاش این شرکت برای ورود به صنعت نفت و گاز منتشر کرد. طبق این گزارش، گوگل زیرمجموعهی جدیدی را به شرکت خود افزوده تا در زمینهی تحول دیجیتال در این صنعت فعالیت کند.
روش کار این زیرمجموعهی جدید، شبیه روش کاری همهی ساختارشکنها و پیشگامان تحولات دیجیتال در سیلیکون ولی است. آنها به شرکتهای سنتی این حس را القا میکنند که توانایی ادارهی بهتر کارمندان آنها را دارند. سپس عنوان میکنند که در صورت پیاده نکردن روشهای دیجیتالی آنها، شرکت سنتی مورد نظر و کسبوکار آن، از بین خواهد رفت. این استراتژی تاکنون برای صنایع و شرکتهای سنتی بسیاری، کارساز بوده است.

صنعت نفت و گاز، بسیار قدیمیتر از ابرکامپیوترها، یادگیری ماشین و مراکز داده است. در واقع، اکتشاف نفت تا سالهای طولانی بهعنوان فناوری پیشگام شناخته میشد.
یکی از متخصصان ژئوفیزیک شرکت نفتی BP در سال گذشتهی میلادی برای کشف میدان نفتی در زیر یک گنبد نمکی، از الگوریتم شخصیسازیشدهی کامیوتری و یک ابرکامپیوتر استفاده کرد. این میدان نفتی در زیر گنبد و همچنین تحت پوشش ۲ کیلومتر آب در خلیج مکزیک قرار داشت. از مثالهای دیگر در این مورد، میتوان شرکت نفتی ایتالیایی Eni Spa را نام برد که ابرکامپیوتری به ابعاد یک زمین فوتبال دارد.
شرکتهای نفتی در حال حاضر دهها میلیون دلار برای ساخت و نگهداری ابرکامپیوترها و دیتاسنترهای خود هزینه میکنند. آنها سپس به متخصصان نرمافزار نیاز دارند تا کارایی این ترکیبات سختافزاری را تامین کنند. در این میان بهنظر میرسد آنها در حال اختراع چرخ هستند. با وجود غولهای فناوری و منابع سرشار سختافزاری، نرمافزاری و انسانی آنها، چه نیازی به چنین هزینههای هنگفتی از طرف بازیگران صنعت نفت هست؟
غولهای صنعت پردازش ابری مانند آمازون، مایکروسافت و گوگل درحال حاضر شبکههای پردازش ابری قوی دارند. آنها به طور مداوم در حال پیشرفت دادن ابزارهای خود و بهبود منابع از لحاظ نیروی انسانی و فرآیندها هستند. بهعلاوه، سرویسهای ابری این شرکتها با هزینههای بسیار کمتر از راهاندازی دیتاسنترهای مستقل، قابل خریداری هستند.

Chevron یکی از بزرگترین بازیگران صنعت انرژی است. این شرکت در سال گذشته قراردادی را با مایکروسافت امضا کرد تا از سرویسهای آژور آنها استفاده کند. این شراکت ۷ ساله، برای ردموندیها ارزشی چند صد میلیون دلاری دارد. این دو شرکت در طول اجرای این قرارداد، منابع انسانی و اطلاعاتی خود را برای تحلیل حجم وسیع دادههای Chevron به اشتراک میگذارند.
برنامهی گوگل برای صنعت نفتوگاز، با هوش مصنوعی شروع میشود. این شرکت، دو سال پیش روند خود را از تمرکز روی موبایل، به هوش مصنوعی برد. از همان زمان، اهالی مانتینویو آموزش متخصصان خود در زمینهی یادگیری ماشین را شروع کردند. در آن زمان، گوگل تنها ۲ هزار متخصص هوش مصنوعی داشت و امروز این عدد به ۱۸ هزار نفر رسیده است. این متخصصان، در تمامی بخشهای سازمان پخش میشوند تا روی حل مشکلات متنوع کار کنند.
Google در ماه ژوئن سال جاری، قراردادی را با شرکت اسپانیایی Repsol Global امضا کرد. این دو شرکت، در استفاده از هوش مصنوعی و کلانداده برای بهبود فعالیتهای پالایشگاه Tarragonaهمکاری خواهند کرد. پتانسیل پروژه، افزایش سوددهی شرکت رپسول بهاندازهی ۳۰ درصد یا سالانه ۲۰ میلیون دلار است. به بیان دیگر، اجرای این نوع از پروژهها، یک رویکرد برد-برد برای دو طرف است.
البته هنوز همهی فعالان صنعت سنتی نفت و گاز، از مزیتهای فناوریهای عمومی ابری حمایت نمیکنند. برخی از آنها نگران این هستند که شرکتهایی همچون آمازون، مایکروسافت و گوگل، رقبایی جدی در زمینهی جستجو برای انرژیهای تجدیدپذیر خواهند بود. چالش دیگر، وابستگی شدید به این فناوریها است. شرکتها تصور میکنند که با ورود به پردازش ابری، همیشه به آن وابسته شده و توانایی بازگشت به مسیر قبلی را نخواهند داشت.

پدیدهی نیاز همیشگی و عدم توانایی ترک سیستمهای ابری، برای فعالان بازار سرمایه، جالب توجه است. این نیاز همیشگی شرکتهای سنتی، نتیجهای جز درآمد همیشگی و پتانسیلهای بالا برای توسعهی کسبوکار نخواهد داشت. موسسهی تحقیقات آیتی گارتنر در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که هزینههای شرکتها برای استفاده از سرویسهای ابری، تا سال ۲۰۲۰ به بیش از یک تریلیون دلار خواهد رسید.
Amazon و Microsoft در زمینهی پردازش ابری در جهان، پیشگام هستند. ابعاد فعالیت آنها قطعا بزرگتر از گوگل است؛ اما این بازار آنچنان پتانسیلهایی دارد که هنوز جا و فرصت برای ورود بازیگران دیگر دارد. نکتهی قابل توجه این است که این شرکتها با استفاده از مقیاس عظیم خود و همچنین هوش مصنوعی، در حال توسعهی موانعی برای ورود دیگران به این صنعت هستند.
آمازون، مایکروسافت و گوگل به ترتیب نسبت به سال گذشته رشدهای ۷۵، ۴۳ و ۳۰ درصدی داشتهاند. اگرچه رشد آنها در بعضی بخشها قابلتوجه بوده است، هنوز بسیاری از سرمایهگذاران، متوجه پتانسیلهای موجود نشدهاند. با کمی تحقیق میبینیم که هر بخشی از صنعت در حال تجربهی تحول دیجیتال است. در نتیجه، هر شرکتی به کامپیوترهای بیشتر و آنالیز داده نیاز خواهد داشت.
در دوران اوج فیلمهای ناطق، لویی مایر رئیس بزرگترین استودیو فیلمسازی بهعنوان سلطان هالیوود شناخته میشد. در دههی ۱۹۸۰ و زمانی که استفاده از تکنولوژی سیستم استودیویی رو به افول بود،مایکل آویتز بهعنوان قدرتمندترین مرد شهر قلمداد میشد. اما امروز این افتخار نصیب شخصی شده است که پیش از این در فونیکس آریزونا یک مغازهی ویدیوفروشی ساده داشت.
در سال ۲۰۰۰ و زمانی که نتفلیکس تنها یک موسسهی اجاره و فروش فیلم بود، تد سراندوس به آن پیوست. وقتی نتفلیکس تصمیم گرفت وارد عرصهی استریم ویدیو شود، سراندوس سریال درام خانهی پوشالی (House of Cards) را به قیمت ۱۰۰ میلیون دلار خرید. در این سریال کوین اسپیسی و رابین رایت نقشهای اول را دارند و کارگردانی و تهیهکنندگی آن را دیوید فینچر بر عهده دارد. کارشناسان عدد ۹ رقمی خرید این سریال را به باد استهزا گرفتند، اما همین نشانهای بود از این که شاید نتفلیکس در آینده تبدیل به دستگاه چاپ پول شود؛ در حالی که هیچ رقیب جدی برای آن در بازار وجود نخواهد داشت. هیچکس انتظار نداشت که یک موسسهی فروش ویدیو که محصولاتش را با پست به مشتریانش ارسال میکرد، بتواند شبکهها و استودیوهای چند میلیارد دلاری را که چند دهه تجربه و اعتبار داشتند به چالش بکشد.
اما اکنون نتفلیکس برای خود تبدیل به یک صنعت بزرگ شده است. آقای سراندوس بهعنوان کارکن ارشد محتوای نتفلیکس به همراه همکارانش امسال مبلغی مابین ۱۲ تا ۱۳ میلیارد دلار برای تولید محتوا هزینه خواهند کرد. این مبلغ از بودجهی تمام استودیوهای فیلمسازی و شرکتهای تلوزیونی که محتوای غیرورزشی دارند، بیشتر است. بینندگان نتفلیکس امسال شاهد عرضهی بیش از ۸۲ فیلم خواهند بود؛ در حالی که استودیو برادران وارنر (Warner Brothers)، که بیشترین سهم از تماشاگران سینما را به خود اختصاص داده ۲۳ فیلم تولید خواهد کرد. همچنین دیزنی که سودآورترین استودیو به شمار میرود، امسال تنها ۱۰ فیلم عرضه خواهد کرد.

نتفلیکس امسال ۷۰۰ برنامهی تلوزیونی را تولید یا لایسنس آن را خریداری کرده است. از این تعداد ۱۰۰ برنامه بهصورت سریالهای درام یا کمدی خواهد بود، همچنین تعداد زیادی مستند، برنامهی کودک، استند آپ کمدی و ریالیتی شو (reality show) و برنامههای گفتگومحور (talk show) نیز تولید خواهد شد. جاهطلبی نتفلیکس به هالیوود محدود نمیشود؛ این شرکت در حال حاضر در ۲۱ کشور، از جمله برزیل، آلمان، هند و کرهجنوبی حضور داشته و مشغول ساخت برنامه است.
تد سندوراس با پولهای میلیاردی خود نه تنها کمیت بلکه کیفیت را نیز میخرد. بعد از به خدمت گرفتن فینچر، کارگردانهای بلندآوازهی دیگری نیز به استخدام این شرکت درآمدهاند؛ از جمله اسپایک لی، کارگردان فیلمهایی همچون مالکوم ایکس و ساعت بیستوپنجم، خواهر و برادر واچوفسکی، خالقان ماتریکس و ابر اطلس (Cloud Atlas) و برادران کوهن، کارگردانان فیلمهای تحسینشدهای همچون جایی برای پیرمردها نیست و Oh Brother, Where Art Thou.
همچنین نتفلیکس با سازندگان برنامههای معروف تلوزیونی نیز شروع به همکاری کرده است؛ از جمله رایان مورفی، خالق گلی (Glee) و داستان ترسناک آمریکایی (American Horror Story)، شاندون رایمز، خالق آناتومی گری (Grey's Anatomy) و چگونه از مجازات قتل فرار کرد؟ (How to Get Away with Murder). دیوید لترمن که قبلا خود را بازنشسته کرده بود، برای ساخت برنامهی تاک شو با نتفلیکس همکاری خواهد کرد. اخیرا باراک و میشل اوباما نیز با این شرکت برای همکاری قرارداد بستهاند. اعداد و ارقام این قراردادها نیز جالب است: گفته میشود قرارداد آقای مورفی ۳۰۰ میلیون دلار است. دیوید لترمن برای هر شو ۲ میلیون دلار دریافت خواهد کرد. البته در عوض اعتبار شبکهی نتفلیکس نیز با استخدام تهیهکنندگان، کارگردانان و مجریان معروف افزایش پیدا میکند. سندرواس در این مورد میگوید:
آنها میخواهند در همان شبکهای کار کنند که آن را تماشا میکنند.
در سهماههی اول امسال، حدود ۷.۴ میلیون نفر در سراسر جهان به مشترکان نتفلیکس افزوده شدهاند. مشترکان کل این شبکه در حال حاضر ۱۲۵ میلین نفر است که ۵۷ میلیون آنها آمریکایی هستند. با در نظر گرفتن میانگین ۱۰ دلار برای حق اشتراک ماهانه، مشترکان نتفلیکس بهصورت سالانه ۱۴ میلیارد دلار به این شرکت پرداخت میکنند که بخش عمدهای از سود آن را تشکیل میدهد. این پول به همراه میلیاردها دلار دیگر که نتفلیکس از دیگران قرض خواهد گرفت، بهصورت مستقیم به برنامههای ساخت محتوا، بازاریابی و توسعهی تکنولوژی تخصیص داده خواهد شد.

بانک چندملیتی گلدمن ساکس اعلام کرده است که تا سال ۲۰۲۲ بهصورت سالانه میتواند ۲۲.۵ میلیارد دلار برای برنامههای تولید محتوا اختصاص دهد. این مبلغ با فاصلهی بسیار زیادی بیشتر از مجموع مبلغ هزینهشده در حوزهی سرگرمی توسط تمام شبکههای آمریکایی و شرکتهای کابلی است.
با در نظر گرفتن چنین چشماندازهای روشنی، ارزش نتفلیکس در بازار حدود ۱۷۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود که از ارزش کمپانی دیزنی هم بیشتر است. برخی از تحلیلگران معتقدند که این ارزشگذاری غیرعادی است؛ چرا که نتفلیکس بسیار بیشتر از درآمد خود هزینه میکند و در حال حاضر ۸.۵ میلیارد دلار بدهی دارد و حتی برنامههای پرطرفدار زیادی هم تولید نکرده است. همین موضوع برای رقیبان نتفلیکس فرصت خوبی برای حمله فراهم کرده است.
چشماندز تبدیلشدن به تولیدکنندهی چندمنظوره، خریدار و پخشکنندهی محتوا بوده است که غول مخابراتی AT&T را برای خرید تایم وارنر با مبلغ ۱۰۹ میلیارد دلار وسوسه کرد؛ و اگر کامکست، بزرگترین ارائهدهندهی پنهای باند آمریکا، بخش عمدهی سهم فاکس قرن ۲۱ را از روپرت مرداک با مبلغ ۷۰ میلیارد دلار خریداری کند نیز به همین دلیل خواهد بود. کمپانی دیزنی نیز بهخوبی میداند که برای رقابت با غول نتفلیکس باید محتوای بسیار بیشتری بسازد.
آمازون، اپل، فیسبوک، یوتیوب و اینستاگرام نیز به نوبهی خود در حال توسعهی برنامههایی برای رقابت با نتفلیکس هستند.کریس سیلبرمن، مدیر اجرایی آژانس ICM است. این موسسه، قراردادهای بزرگ افراد مختلف را با نتفلیکس مدیریت میکند. او به قراردادهای جدید نتفلیکس اشاره میکند: از جمله قرارداد خانوم رایمز و کمدینهای معروفی چون جری ساینفیلد با مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار و کریس راک برای تولید دو ویژه برنامه با مبلغ ۴۰ میلیون دلار. سیلبرمن در مورد برنامهی دیگر شرکتها برای رقابت با نتفلیکس میگوید:
الان فکر اصلی همه این است که چطور با نتفلیکس رقابت کنند. اگر موضوع نتفلیکس مطرح نبود، اپل اصلا خیال ورود به این حوزه را نداشت؛ حتی فاکس هم وارد قضیه نمیشد.
روپرت مرداک نیز برای اینکه از سر راه نتفلیکس کنار رود، تصمیم گرفت فاکس را به دیزنی بفروشد. جف بیوکس، رئیس سابق تایم وارنر به این دلیل با فروش شرکتش موافقت کرد که میدانست ارتباط مستقیم نتفلیکس با مخاطبانش باعث برتری بلامنازع این پلتفرم سرگرمی است.

زمان ثابت کرد که آقای بیوکس ۱۰۰ درصد در اشتباه بوده است؛ چرا که او در ابتدای این دهه، نتفلیکس را با ارتش آلبانی مقایسه کرده و با تمسخر گفته بود که نتفلیکس به هیچوجه توانایی رقابت با استودیوها و شبکههای بزرگ را ندارد. ریید هیستینگز، از بنیانگذاران و مدیر ارشد اجرایی نتفلیکس اخیرا طی مصاحبهای با اکونومیست در آمستردام گفت که آقای بیوکس فکر نمیکرد که اینترنت در دراز مدت به بستری مناسب برای انتقال محتوا تبدیل شود.
بر خلاف ریید هیستینگ، چیزی که جف بیوکس نتوانست درک کند این بود که نهتنها اینترنت وایرلس بهعنوان بستری قابل اطمینان برای استریم ویدیوهای باکیفیت عمل خواهد کرد، بلکه قوانین حاکم بر شبکهها و بازارهای تلوزیون را نیز تغییر خواهد داد. امروزه دیگر زمانبندی پخش برنامهها معنی ندارد و به لطف اینترنت پرسرعت، بینندگان برای دیدن ادامهی سریال مورد علاقهی خود لازم نیست تا هفتهی آینده منتظر شوند.
آنطور که سندواین، یک موسسهی تحلیل شبکه اعلام کرده، نتفلیکس در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۷ ، ۲۰ درصد از کل پهنای باند دنیا را مصرف کرده است. نتفلیکس به تمام مشتریان خود این امکان را میدهد تا هر محتوایی را که دوست دارند تماشا کنند، هر زمان که بخواهند و تا هر وقتی که بخواهند.
شرکتی مانند نتفلیکس بهصورت مستمر به دو مورد نیاز دارد:
این ترکیب پیچیده از عمق و گسترهی تولید و پخش محتوا در سطح شخصی و جهانی، قلب اقتصاد نتفلیکس به شمار میرود؛ یعنی علم وادار کردن مردم برای ثبت اشتراک در تلویزیون اینترنتی.
یکی از دلایلی که نتفلیکس برای افزایش مشترکان خود عجله دارد، این اصل در اقتصاد نتفلیکس است که برنده تقریبا همهچیز را میبرد. افراد مدت محدودی از روز را میتوانند پای تلوزیون نشسته و از برنامههای سرگرمکننده لذت ببرند. اگر شما بتوانید آنها را با برنامههای مختلف سرگرم کنید، دیگر دلیل نخواهد داشت که پول بیشتری پرداخت کنند تا از سرویس مشابه نتفلیکس استفاده کنند. البته ممکن است افراد برای بهرهمندی از شبکههای ورزشی یا اخبار پول بیشتری پرداخت کنند؛ که بحث آن مجزا است.

بنابراین اگر هر چه سریعتر تبدیل به نفر اول شوید، منافع بیشتری از بازار سرگرمی خواهید برد. مزیت دیگر این است که هزینهی تولید برای رقبای شما بیشتر میشود و همزمان سود آنها کمتر شده و توانایی رقابت با شما را از دست میدهند. یک تهیهکننده و مدیر هالیوودی در مورد نتفلیکس میگوید:
آنها عمدا میخواهند اکوسیستم فعلی هالیوود را نابود کنند.
تاد جوئنگر از شرکت سنفورد برنستین، که یک موسسه تحقیقاتی است، میگوید تا سال ۲۰۲۶ نتفلیکس ۳۰۰ میلیون مشترک خواهد داشت که با در نظر گرفتن اشتراک ماهیانهی ۱۵ دلار، عوایدی آن از اشتراک مشتریان بدون در نظر گرفتن سود، مالیات و کاهش بها سالانه بالغ بر ۲۴ میلیارد دلار خواهد شد و ارزش این شرکت در بازار به ۳۰۰ میلیارد دلار خواهد رسید. البته سرمایهگذاران انتظار دارند رشد نتفلیکس بیشتر هم باشد؛ بنابراین ارزش آن در آینده از ۳۰۰ میلیارد دلار بسیار بیشتر خواهد بود.
یکی از تبعات ثانویهی اقتصاد نتفلیکسی این است که روش محاسبهی ارزش ساخت یک فیلم یا شو را تغییر داده است. نتفلیکس با بررسی و تحلیل انتخابهای مشتریان خود توانسته است ۲۰۰۰ گروه سلیقه را شناسایی کند. نتفلیکس ابتدا بررسی میکند که یک برنامه تا چه حد میتواند مخاطب را جذب کرده و نگه دارد و تا چه حد درآمد نصیب شرکت خواهد کرد؛ سپس میزان قابل قبولی بودجه برای آن در نظر میگیرد. به این ترتیب این شرکت میتواند گروههای محدود و اختصاصی را با برنامههای تخصصی هدف قرار دهد، بر عکس کاری که شبکههای تلوزیونی انجام میدهد و برنامههای آنها بهصورت سراسری به روی آنتن میرود.
تصمیمگیری در مورد اینکه چه برنامههای ساخته شوند، به تصمیم مدیرانی که در هالیوود هستند بستگی دارد. تد سراندوس، یک گروه بیستنفره تشکیل داده که وظیفهی آنها تصمیمگیری در مورد ایدهها و چراغ سبز نشاندادن برای شروع پروژهها است. اما این کارشناسان نتفلیکس در لسگاتوس (Los Gatos) هستند که بودجههای هر پروژه را تعیین میکنند.
بعد از این که پروژه به اتمام رسید و آمادهی ورود به بازار شد، مدیرانی مانند تاد یلین، معاون بخش محصولات، تصمیم میگیرند که محصول نهایی در چه زمانی به دست مخاطبان مناسب برسد تا، طبق اصطلاحی که در نتفلیکس زیاد استفاده میشود، بینندگان از دیدن آن «مشعوف» شوند. تاد یلینمیگوید مشترکان نتفلیکس در صفحهی نمایشگر خود ابتدا ۴۰ تا ۵۰ عنوان برنامه را جستجو می کنند تا اینکه یکی را انتخاب کنند. انتخاب مشتریان نتفلیکس به اسم برنامه و پوستر آن بستگی دارد؛ بنابراین نتفلیکس از الگوریتمهای پیچیده برای انتخاب عنوان و پوستر استفاده میکند تا بیشتر جذابیت را برای مخاطبان هدف داشته باشد.

متیو بال تحلیلگر مدیای دیجیتال، میگوید استراتژی نتفلیکس ترکیبی از شخصیسازی برنامهها و در دسترس بودن است که باعث شده هوماسکرین نتفلیکس تبدیل به قدرتمندترین ابزار تبلیغاتی دنیای رسانه شود. همین استراتژی نتفلیکس در هدف قرار دادن افراد مناسب باعث شده است که علیرغم کیفیت پایینتر محصولاتش در مقایسه با رقبای سنتی، تعداد مخاطبان و موفقیت آنها بیشتر باشد. شاید بیشتر خوانندگان نام سریال «کیوسک بوسه» را نشنیده باشند. کیوسک بوسه یک سریال عاشقانهی دبیرستانی است که از ماه می در نتفلیکس منتشر شده است. منتقدان از این سریال متنفر هستند و امتیازهای شرمآوری به آن دادهاند؛ اما بیست میلیون خانوادهی آمریکایی این سریال را در دستگاههای خود پخش کردهاند و میلیونها نوجوان عاشق دو بازیگر اصلی آن، جاکوب الوردی وجوی کینگ شدهاند.
درک عددی سلیقههای مختلف بینندگان و بازاریابی شخصیشده باعث شده است که برخی از شوهایی که قبلا کنسل شده بودند، مانند دختران گیلمور (Gilmore Girls) با هواداران مختص خود، یا ایدههایی که توسط شبکههای دیگر رد شده بودند، مانند کیمی اشمیت شکستناپذیر که با عنوان اصلی The Unbreakable Kimmy Schmidt شناخته میشود، فرصت ظهور مجدد در صفحات پخش را بهدست آورند. همچنین محصولات نتفلیکس تا کنون موفق به نامزدی برای جوایز متعدد امی نیز شدهاند. مستندهایی مانند کشور وحشی (Wild Wild Country) نه بابت توصیه دیگران بلکه از طریق پوسترهای زیبای شخصیشدهاش برای مخاطبان هدف به موفقیت رسیدند.
نتفلیکس ریسکپذیرتر نیز هست؛ چون در صورت شکست یک پروژه، بهای کمتری نسبت شبکههای دیگر میپردازد. در واقع این شرکت مانند چوپان، مشتریانش را به انتخاب یک برنامه سوق نمیدهد؛ بنابراین وقتی یک شخص از برنامهای راضی نبود، بهراحتی میتواند برنامهی دیگری را انتخاب کند، بههمین دلیل در مخاطب احساس عدم اطمینان و خیانت ایجاد نمیشود. شبکههای تلوزیونی معمولی در قیاس با نتفلیکس معایب دیگری نیز دارند، دیگر لازم نیست برنامهای به دلیل پر بودن کنداکتور شبکه در شنبه شب کنسل شود. در نتفلیکس هر برنامهای که در بازار مشتری نداشته باشد، به آسانی غیب میشود.
ارائهی ویدیوهای شخصیشده، بدون تبلیغات و تماشای پشت سر هم قسمتهای یک برنامه باعث شده کاهش مخاطبان شبکههای تلوزیونی سرعت بیشتری گیرد؛ از همین رو صنعت تبلیغات تلوزیونی نیز آسیب زیادی متحمل شده است. همچنین در سالهای گذشته، میلیونها خانوادهی آمریکایی استفاده از تلوزیون پولی را کنار گذاشتهاند. اکنون شهروندان آمریکایی در بازهی سنی ۱۲ تا ۲۴ سال نسبت به سال ۲۰۱۰ پنجاه درصد کمتر تلوزیون تماشا میکنند. این رقم برای افراد ۲۵ تا ۳۴ ساله، ۴۰ درصد گزارش شده است. شبکههایی که محتوای آنها بیشتر برنامههای کودک و سرگرمی بوده است، برخلاف شبکههای خبری و ورزشی بیشترین افت تماشاگر را تجربه کردهاند.

شبکههای کابلی و دیگر سرویسهای استریم ویدیو نیز برای این که از قافله عقب نمانند، دست به کار تولید صدها ساعت برنامههای باکیفیت شدهاند؛ به نحوی که اکنون سریالهای درام تلوزیونی به نحو بیسابقهای افزایش پیدا کرده است. اما از طرف دیگر وضعیت سینما بدتر شده است. بین سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۱۷ فروش بلیط سینما در آمریکا و کانادا ۲۰ درصد افت کرده است. استودیوهای آمریکایی اکنون بیشتر درآمد خود را با فیلمهای پرطرفدار ابرقهرمانی بهدست میآورند؛ برای مثال، پنج فیلم شرکت دیزنی تا به اینجا در سراسر جهان بیش از ۴ میلیارد دلار فروش داشته است، یا اینکه به دنبال ساخت فیلمهایی با هزینهی پایین میروند که برای دیدن در سینماها مناسب هستند، مانند فیلمهای ترسناک.
اقتصاد نتفلیکسی، روش کسب درآمد شوهای تلوزیونی را نیز تغییر داده است. نتفلیکس حق امتیاز جهانی برنامهها را بهصورت اختصاصی خریداری میکند. سازندگان از لایسنسهای پرمنفعت برنامههای خود در بازار ثانویه صرفنظر میکنند، چون در اقتصاد نتفلیکسی بازار ثانویهای وجود ندارد. به این ترتیب سازندگان قراردادهای خوبی با نتفلیکس میبندند، اما در صورت استقبال بیش از حد انتظار از برنامهی آنها، درآمد آنها تغییر چندانی نمیکند؛ ولی درآمد شرکت بیشتر میشود. از طرف دیگر هر چه بازار نتفلیکس بزرگتر باشد، دیگر لازم نیست قراردادهای آن با تولیدکنندگان نجومی باشد.
بازار تهیهکنندگان داغ شده است؛ آنها از اینکه میبینند شرکتهای دیگر در تلاشند روش نتفلیکس را در تولید و پخش محتوا دنبال کنند، راضی بهنظر میرسند. انتظار میرود که شبکهی HBO تحت مدیریت جدید خود یعنی AT&T با سرعت بیشتری از کسبوکار اصلی خود یعنی تلوزیون کابلی دور شود و به استریم ویدیو روی آورد. همچنین این شبکه در حال سرمایهگذاری بیشتر در برنامههایی است که در خارج از آمریکا تولید میشوند و با عقد قرارداد با توزیعکنندگان محلی سعی میکند کالاهای خود را مستقیما از طریق استریم به دست مشتریان برساند.
شبکهی HBO امسال بودجهی ۲.۵ میلیارد دلاری برای تولید محتوا در نظر گرفته است. همچنین شبکهی Hulu نیز، که سرویس استریم برای داخل آمریکا ارائه میکند و توسط چهار استودیوی فیلمسازی تاسیس شده، در نظر دارد ۲.۵ میلیارد دلار برای این منظور هزینه کند. اپل با استخدام تهیهکنندههای هالیوودی قصد دارد تلوزیون خود را راهاندازی کند و بودجهی یک میلیارد دلاری برای این کار در نظر گرفته است. اما یوتیوب چطور؟ یوتیوب نسبت به نتفلیکس، بینندگان بسیار بیشتری دارد؛ اما بهدلیل کیفیت پایین تصاویر آن، درصد کمتری از پهنای باند بینالمللی را مصرف میکند. این شرکت در کنار کسبوکار عظیم و رایگان خود، امکان ثبت اشتراک نیز برای بینندگان خود تدارک دیده است.