زمان مورد نظر از بین برد. همراه ما باشید تا نحوهی انجام این کار را در مرورگر سافاری سیستم عاملOS X شرکت اپل شرح دهیم.
پاک کردن تاریخچهی وبگردی مرورگر سافاری فقط نیازمند چند کلیک ساده است. در مرورگر safari، روی منوی History کلیک کرده و عبارت “...Clear History” موجود در پایین لیست را انتخاب کنید.

سافاری در پنجرهای ظاهر شده و از طریق منوی کشویی Clear، به کاربران حق انتخاب داده است؛ به طوری که میتوان یکی از گزینههای the last hour (تاریخچهی یک ساعت گذشته)، today (تاریخچهی امروز)، today and yesterday (تاریخچهی امروز و دیروز) و all history (کل تاریخچه) را برای حذف تاریخچهی وبگردی برگزید. پس از تصمیم گیری در مورد گزینهی مورد نظر، با کلیک روی دکمهی Clear History، میتوانید تاریخچهی مربوطه را بر اساس اولویت انتخابی، به طور کلی پاک کنید.

در صورتی که قصد پاک کردن صرفا بخشی از تاریخچهی سافاری را دارید، میتوانید روی گزینهی Show History موجود در منوی History کلیک کرده یا کلیدهای ترکیبی Command + Y را از صفحه کلید رایانهی اپلی بفشارید.

در پنجرهی ظاهر شده برای حذف انتخابی تاریخچه، میتوانید روی تک تک وبسایتهای مورد نظر کلیک کرده و از دکمهی Delete برای حذف کردن آنها استفاده کنید یا میتوانید با نگه داشتن دکمهی Command و کلیک روی موارد انتخابی، کلید Delete را از صفحه کلید برای حذف آنها بفشارید.

همچنین میتوانید با انجام تنظیماتی، تاریخچهی مرورگر سافاری را به طور خودکار پاک سازی کنید. پس از باز کردن پنجرهی تنظیمات سافاری با استفاده از کلیدهای ترکیبی “, + Command”، روی سربرگ General کلیک کنید.

میتوانید از طریق منوی کشویی Remove History items، یکی از گزینههای after one day (بعد از یک روز)، after one week (بعد از یک هفته)، after one month (بعد از یک ماه) و... را برای حذف خودکار تاریخچه برگزینید. با انتخاب گزینهی manually، میتوانید تاریخچهی مرورگر را به مدت نامحدودی حفظ کنید.

در همان بخش تنظیمات سافاری، بر روی سربرگ Privacy کلیک کنید. سپس دکمهی“...Remove All Website Data” را بزنید.

پس از این کار، پیامی تحت عنوان “Are you sure you want to remove all data stored by websites on your computer” ظاهر میشود که نیازمند تایید شما برای حذف همهی دادههای ذخیره شدهی مربوط به وبسایتها است. اگر روی Remove Now کلیک کنید، تمامی دادهها حذف خواهد شد.

در صورت تمایل نداشتن به پاک کردن کلی کوکیها و دیگر دادههای مربوطه، میتوانید برای مشاهدهی همهی کوکیهای ذخیره شده، روی دکمهی “...Details” واقع در همان برگهی Privacy کلیک کنید. باز هم میتوانید با انتخاب فردی یا با استفاده از کلید Command و انتخاب چند موردی، با زدن دکمهی Remove اقدام به حذف موارد مورد نظر کنید. همچنین، میتوانید با کلیک روی دکمهی Remove All، همهی کوکیها را یکجا حذف کنید.

به یاد داشته باشید که با انجام این کار، شخصی سازیهای مربوط به وبسایتها حذف شده و از حساب کاربری همهی آنها خارج خواهید شد (log out). اما در صورتی که نام کاربری و پسورد حساب کاربری مورد نظر را ذخیره کرده باشید یا در صورت استفاده از نرمافزارهای مدیریت رمز عبور، دوباره به راحتی میتوانید وارد حساب کاربری وبسایت مورد نظر شوید (Log in).
پاک کردن تاریخچه و کوکیهای مرورگر، صرفا برای آگاه بودن و حفظ حریم خصوصی مفید است؛ زیرا زمانهایی وجود دارد که تمایل ندارید دیگران از وبگردیها یا اطلاعات دیگر مربوط به دنیای وب شما آگاه شوند. از طرف دیگر، زیاد ضروری نیست که بخواهید به همهی اطلاعات مربوط به وبگردیهای گذشتهی خود در هر زمان دسترسی داشته باشید.
شاید جیمیل برای خیلی از کسانی که تازه به این صندوق پستی مراجعه میکنند کمی به نسبت سایر صندوقهای پستی گیج کننده باشد و لیبلهایی که در جیمیل هست هم به این سردرگمی بیافزایند. مثلا اگر پیش از این از آوت لوک استفاده میکردید، وقتی ایمیلی را به فولدری در آوت لوک انتقال میدادید، دیگر در اینباکس دیده نمیشد اما در جیمیل داستان کمی فرق دارد.
در اکثر مواقع لیبلهای جیمیل موجب سردرگمی افراد تازه وارد میشود. لیبلها به طور کلی مانند فولدرها عمل نمیکنند. چون کاربران میتوانند لیبلهای متعددی را برای یک گفتگو انتخاب نمایند. به خاطر داشته باشید که جیمیل تنها پیامهای تکی را سازماندهی نمیکند و هر پیام اصلی را با تمام پاسخهایش سازماندهی میکند.
در فولدر مبتنی بر کلاینت ایمیل مانند آوت لوک، شما میتوانید ایمیلی را از فولدر اینباکس خود انتقال دهید. وقتی مثلا فولدر “شخصی” را انتقال دادید، دیگر در اینباکس دیده نمی شود، مثل یک شی فیزیکی که در دو جا نمیتواند قرار بگیرد، اما در جیمیل میتوانید هر تعداد لیبلی را که میخواهید روی یک گفتگوی جیمیل قرار دهید، به طور مثال لیبل “شخصی” را برای یک گفتگو قرار دهید و این گفتگو هم در اینباکس و هم در فولدر شخصی دیده میشود.

اگر هم نمی خواهید در اینباکس باشد، تنها بر روی دکمه Archive کلیک کنید. حتی میتوانید گفتگوی مورد نظر خود را بدون هیچ لیبلی آرشیو کنید.

بسیاری از کاربران از لیبلهای جیمیل مانند فولدر استفاده میکنند و جیمیل هم این کار را آسان کرده است. با باز کردن یک ایمیل, نوار ابزار جیمیل مشخص میشود که دارای آیکونهای Move to و Labels هست که با انتخاب Move to ایمیل به آنجا منتقل میشود مثلا به فولدر” کار “و با انتخاب Labels ایمیل در اینباکس باقی میماند و فقط برچسبی برای مشخص شدن آنکه کجاست در کنارش خواهد خورد.
همینطور اگر پیامی را به لیست لیبلی در سمت چپ بکشید، همین اتفاق میافتد. پیامی را به لیبل “شخصی” بکشید تا پبام به آن لیبل انتقال یابد و دیگر در اینباکس دیده نشود.

به هر حال شما میتوانید زیرمجموعه لیبلها را هم مانند زیر مجموعه فولدرها داشته باشید. لیبل را در سمت چپ هایلایت کنید و دکمه کمان رو به پایین را که کنار لیبل قرار دارد را کلیک کنید و سپس Edit را انتخاب کنید. در پنجرهای که باز میشود، Next label under را چک کرده و لیبل مناسب را انتخاب کنید.
ماهیت برخی کسبوکارها به گونهای است که همیشه باید کمپینهای بازاریابی آنلاین را در برنامهی تبلیغاتی خود لحاظ کنند. بسیاری از آنها روی کمپینهای جستجوی شبکه سرمایهگذاری میکنند تا نیازهای فعلی بازار را برطرف کنند، به این مدل کمپینهای بازاریابی پول کمپین (pull campaign) گفته میشود. در نقطهی مقابل این روش پوش کمپین (push campaign) قرار دارد که در آن محصول یا خدماتی تبلیغ میشوند که نیازهای اولیهی مخاطب را هدف قرار نمیدهند.
دلایل زیادی برای بازاریابی به روش پوش کمپین وجود دارد و استفاده از این روش مزایای زیادی برای کسبوکار دارد اما اغلب مردم آشنایی چندانی با آن ندارند. در ادامهی این مقالهی این زومیتبه بررسی بیشتر استراتژیهای پوش کمپین و مزایای آن میپردازیم.
گوگل مفهومی به نام مخاطبان داخلی بازار تعریف کرده است تا با مصرفکنندگانی که در موتور جستجوی گوگل محصولی را جستجو یا مقایسه میکنند و همچنین کاربران سایت یوتیوب ارتباط برقرار کند. گوگل مجموعهی گستردهای از مخاطبان داخلی بازار دارد که فعالیت آنلاین& رفتار احتمالی آنها را در آینده پیشبینی میکند. بهعنوان مثال کاربرانی که چندین بار از سایتهای خرید و فروش ماشین بازدید میکنند احتمال دارد در آینده ماشین بخرند. مخاطبان داخلی بازار گوگل کمک میکنند یک کسبوکار عملکرد بهتری داشته باشد و مناسبترین مخاطبان را هدف قرار دهد. درنتیجه ابزار بسیار قدرتمندی است. استفاده از بنرهای تبلیغاتی با رنگ و طراحی مرتبط با صفحهی فرود، اقدام به عمل و محتوای مناسب برای بالا بردن نرخ تبدیل از جمله اقداماتی هستند که هنگام استفاده از مخاطبان داخلی بازار عملکرد بازاریابی را بهبود میبخشند.

ماهانه بیش از دو میلیون وبسایت برای درج آگهی تبلیغاتی خود در شبکهی جستجوی گوگل درخواست میدهند. این یعنی کسبوکارها میتوانند به راحتی شرکتهای مرتبط با محصول یا خدمات خود را شناسایی کرده و آگهی تبلیغاتی خود را در آن درج کنند. همانطور که میدانید امروزه تبلیغات کلیکی در سراسر اینترنت رواج پیدا کردهاند که به ازای هر کلیک مبلغ کمی دریافت میکنند و ترافیک ورودی به سایت را بسیار افزایش میدهند. گاهی اوقات سایتهای پرطرفدار محل کوچکی را به بنرهای تبلیغاتی اختصاص میدهند و کاربر شاید با یک نگاه متوجه آنها نشود. این بنرها معمولا هزینهی پایینتری برای اجاره دارند.
ساخت کمپینهای تبلیغاتی مشابه با نگاه کردن به لیست مخاطبان فعلی و شناسایی کاربران جدیدی آغاز میشود که رفتاری مشابه کاربران فعلی دارند. بهعنوان مثال اگر یک کسبوکار لیستی از کاربرانی داشته باشد که وارد وبسایت شدهاند، گوگل با به کارگیری فاکتورهایی مانند رفتار آنلاین کاربران فعلی لیست، کاربرانی با رفتار مشابه را شناسایی میکند. کاربران مشابه اگر توسط محتوای مناسب هدف قرار بگیرند& ابزار قدرتمندی خواهند بود. علاوهبراین فراموش نکنید که برای مخاطبان مشابه باید اهداف مشابه در نظر گرفته شود. در غیر این صورت کمپین بازاریابی شکست خواهد خورد.

فیسبوک نیز مانند گوگل خدماتی برای معرفی مخاطبان مشابه به کسبوکارها عرضه میکند. با این تفاوت که فیسبوک اطلاعاتی در مورد خرید محصولات، استفاده از کارتهای اعتباری، مراجع خرید، نیازهای فعلی و اطلاعاتی از این قبیل را نیز در اختیار کسبوکارها قرار میدهد. شبکهی اجتماعی فیسبوک اطلاعات بسیار ارزشمندی برای رشد و توسعه در اختیار کسبوکارها قرار میدهد اما شخصی که بخواهد از این اطلاعات بهره ببرد باید در استفاده از پلتفرم حرفهای باشد.
شانس موفقیت پوش کمپینها با استفاده از چهار متدی که بررسی کردیم بالا خواهد رفت. به طور کلی تمام استراتژیهایی که از خدمات گوگل و فیسبوک استفاده میکنند باید نقطهی ایدهآل کسبوکار را پیدا کنند، مخاطبان مناسب را هدف قرار دهند و از تکنیکهای بازاریابی مجدد استفاده کنند. پوش کمپین مخاطبان و کاربران جدید را هدف قرار میدهد و معتقد است به جای سرمایهگذاری روی قشر خاصی از مخاطب باید شانس کسبوکار را روی مخاطبان جدید امتحان کرد. در این صورت کسبوکار با سرعت بیشتری رشد و توسعه پیدا خواهد کرد.
پپسی، کوکاکولا
بیام و، بوئیک
رولکس، سواچ
هر جفت از محصولات بالا، از یک نوع و یک کیفیت هستند، بااینحال باز هم بعضی افراد محصولیک شرکت را صرفا بر اساس نام یا حسی که القا میکند، خریداری میکنند. به همین دلیل هم بسیاری از استارتاپها حداکثر تلاش خود را برای انتخاب اسم میکنند. ازجمله دلیل انتخاب نام شرکتها میتوان به این موارد اشاره کرد: مشتریان آنها بهسادگی بتوانند محصولات را شناسایی کنند یا نام شرکت نشاندهندهی وضعیت یا روح شرکت باشد، یا حتی دلایل سادهای مثل موجود بودن دامنهی وبسایت را برای انتخاب اسم در نظر میگیرند. بااینهمه تاریخچه و داستان انتخاب اسم بعضی از بزرگترین شرکتها منحصربهفرد و جذاب است. در ادامه به داستان جالب انتخاب نام چند شرکت معروف اشاره شده است.
آمازون یکی از بزرگترین، تأثیرگذارترین و سودبخشترین شرکتهای روی کرهی زمین بوده که در کمتر از ۲۵ سال به این جایگاه رسیده است. این شرکت کار خود را با فروش کتاب شروع کرد و امروزه هر کالایی از هر نوعی را به فروش میرساند؛ اما چرا شرکتی که کار خود را به عنوان یک فروشندهی کتاب شروع کرده، باید نام آمازون را برای خود انتخاب کند.

بر اساس یکی از داستانهای معروف در مورد انتخاب نام این شرکت، جف بزوس بنیانگذار این شرکت به این دلیل آمازون را انتخاب کرده که در سال ۱۹۹۴ موتورهای جستوجو نتایج را بر اساس حروف الفبا برمیگردانند و ازآنجا که آمازون با حرف A شروع میشود، احتمال نمایش آن در صدر نتایج افزایش مییافت. بزوس در مورد انتخاب این اسم میگوید، به این دلیل نام آمازون را انتخاب کرده است که نام بزرگترین رودخانهی جهان است و او هم روزی آرزو داشت سایت خود را به بزرگترین کتابفروشی جهان تبدیل کند.
اما این فقط نیمی از ماجرا است. این شرکت قبل از انتخاب نام آمازون، دو نام دیگر را برای خود انتخاب کرده بود. نام اول کادابرا به معنی سحر و جادو بود، زیرا در آن زمان خرید آنلاین مثل جادوگری، شگفتانگیز و سحرآمیز بود. اما پس از آنکه وکیل بزوس به او گفت این اسم مانند کلمهی cadaver (به معنی جسد) شنیده میشود، تصمیم گرفت آن را کنار بگذارد.
بزوس نام دیگر Relentless به معنی بیرحم را ثبت کرد و حتی نام دامنهی خود را به Relentless.com تغییر داد؛ اما دوستان بزوس به او گفتند این اسم، وجههای خشن و تهدیدآمیز را به شرکت میدهد. با توجه به این که بزوس امروزه ثروتمندترین فرد در کل دنیا است (با ثروت حدودی ۱۵۰ میلیارد دلار)، پس میتوان نتیجه گرفت کنار گذاشتن اسامی وحشتآور و خشن و تغییر نام شرکت به آمازون برای او کارساز بوده است.
امروزه نام اپل مترادف با کامپیوتر و موبایل است اما در سال ۱۹۷۶ یعنی هنگامی که این شرکت تأسیس شد، نامگذاری یک شرکت بر اساس یک میوه کمی عجیب بود. در آن زمان انتخاب نامهای مرتبط با فناوری برای شرکتهای کامپیوتری رایج بود. برای مثال میتوان به مایکروسافت یاIBM اشاره کرد. پس نام اپل از کجا آمده است؟

به گفتهی یکی از بنیانگذاران این شرکت، استیو وزنیاک که در سال ۲۰۰۶ کتاب خود با عنوان iWoz: از خورهی کامپیوتر تا نماد فرهنگی را منتشر کرده است، قضیه از این قرار بوده است:
دقیقا چند هفته از پیشنهاد نام تجاری گذشته بود. به یاد میآورم به همراه استیو جابز از فرودگاه برمیگشتیم. استیو از جلسهای در اورگان در محلی به نام باغ سیب بازمیگشت. این منطقه یک نوع مزرعهی مشترک بود. او نام Apple Computer را پیشنهاد داد. من به اوApple Records را پیشنهاد دادم که نام لیبل بیتلز بود. ما خیلی سعی کردیم اسمی مناسب و مرتبط با فناوری را انتخاب کنیم اما نتوانستیم اسم خوبی را پیدا کنیم. Apple خیلی بهتر بود، بهتر از هر اسمی که فکرش را میکردیم!
این داستانی بود که استیو جابز چند سال بعد برای والتر ایزاکسون تعریف کرده بود. ایزاکسون در بیوگرافی جابز (سال ۲۰۱۱) مینویسد:
جابز آن موقع در حال گذراندن یکی از رژیمهای میوهای خود بوده و روزی از یک مزرعهی سیب بازمیگشته که به نظرش آمده کلمهی سیب، بامزه و روحبخش است و از طرفی ترسناک هم نیست.
نام این شرکت بهخوبی در دنیای فناوری شناخته شد تا جایی که وقتی جابز در ژوئن ۲۰۰۷ درMacworld Expo به معرفی آیفون پرداخت اعلام کرد پسوند کامپیوتر را از نام شرکت خود حذف کرده است. مک، آیپاد، Apple Tv و iPhone برخی محصولات این شرکت هستند. از میان این دستگاهها تنها مک، کامپیوتر است به همین دلیل جابز پسوند کامپیوتر را حذف کرد.
در ۱۹۷۸ مل و پاتریشیا زیگلر شرکتی به نام Banana Republic Travel & Safari Clothing Company تأسیس کردند. آنها در طی سفر کاری خود و پس از جمعآوری کالاهای منحصربهفرد پوشاک در سراسر جهان به این ایده رسیدند. به همین دلیل در ابتدا یک مغازه در کالیفرنیا گرفتند و در آن به فروش کالاهای مسافرتی و کاتالوگهای سفرنامه میپرداختند. GAP در سال ۱۹۸۳Banana Republic Travel & Safari Clothing Company را خرید و نام آن را به Banana Republic تغییر داد. امروزه این شرکت در سراسر جهان ۶۰۰ شعبه دارد.

اما چه داستان جذابی پشت انتخاب این اسم عجیب وجود دارد؟ مسئله اینجا است که نام این شرکت تغییر نکرده است. بسیاری از افراد نام Banan Republic (به معنی جمهوری موزی) را توهینآمیز میدانند؛ زیرا از این اسم به عنوان یک عبارت تحقیرآمیز برای کشورهای کوچک در آفریقا یا آمریکای جنوبی استفاده میشود، کشورهایی که اکثر جمعیت آنها را سیاهپوستها یا رنگینپوستان تشکیل میدهند، همچنین دولت فاسد و ناپایداری دارند که رهبران آنها از مؤسسههای خارجی مثل شرکتهای قدرتمند ایالاتمتحده دستور میگیرند.
به نقل از گریوتز ریپابلیک، این اصطلاح برای اولین بار توسط نویسندهی آمریکایی او. هنری در سال ۱۹۰۱ برای توصیف هندوراس و کشورهای همسایه به کار رفت، در آن زمان شرکتهای آمریکایی دست به استثمار منابع طبیعی این کشورها زده بودند. در این نمونه، هندوراس به خاطر محصول موز، تحت استثمار شرکت United Fruit قرار داشت. این استثمار به ضرر ساکنین بومی این کشورها بود. امروزه نام شرکت United Fruit به Chiquita تغییر پیدا کرده است، شرکتی که موز را به خواروبارفروشیهای سراسر کشور عرضه میکند. باوجود اشارههای اقتصادی، اجتماعی استعماری و منفی این عبارت، تعجبآور است که هنوز پس از ۳۵ سال از آن استفاده میشود و Gap نام Banana Republic را تغییر نداده است و حتی با کوتاه کردن اسم اصلی شرکت، بیشتر بر آن تأکید کرده است. به گفتهی مل زیگلر:
به چه قیمتی این اسم باید انتخاب شود. امیدوار بودم اسم را تغییر دهند، این اسم هیچ ربطی به هدف اصلی شرکت ندارد.
این روزها تا اسم قهوه میآید، مردم ناخودآگاه یاد استارباکس میافتند؛ اما آیا از خود پرسیدهاید استارباکس دقیقا به چه معناست؟ نام این شرکت که در ۱۹۷۱ تأسیس شده، مسلما از نام بنیانگذاران آن گرفته نشده است. پس سرچشمهی اصلی آن کجاست؟

بر اساس مصاحبهی بوکر با سیاتل تایمز در سال ۲۰۰۸، این اسم از میان صدها اسمی که مؤسسان شرکت یعنی جری بالدوین، ژف سیگل و گوردون بورکر در نظر گرفته بودند، انتخاب شده است. استارباکس به شکلی خطرناک با اسم Redhook قرابت دارد. بوکر میگوید:
آن موقع فهرستی از اسمها را بررسی میکرد و بهصورت تصادفی تقریبا ۱۰۰ اسم را انتخاب کردم با ادامه دادن این روش تصادفی درنهایت به شش اسم رسیدم. در کافهای در خیابان ویرجینیا نشسته بودم و یکی یکی اسمها را کنار میزدم که اسم Redhook چشم مرا گرفت. در آن زمان نمیدانستم این اسم نام یکی از صنایع در منطقهی بروکلین است. تمایل داشتم از اسمهایی استفاده کنم که حرف k را در خود دارند. کیفیت انسدادی صوت این حرف برایم خوشایند بود، طوری که انگار نفس را قطع میکرد.
یک انتخاب بالقوهی دیگر Cargo House بود که به گفتهی بوکر انتخاب بدی بود؛ اما به عقیدهی شریک تبلیغات سازمانی بوکر کلماتی که با st شروع شوند حس قدرت را القا میکنند. بوکر میگوید:
یک نقشهی قدیمی معدن از آبشارها و کوهستانها داشتم که نام یک شهر قدیمی به نام استاربو در آن توجه من را به خود جلب کرد. وقتی استاربو را دیدم، ناگهان به یاد همکار ملویل در افسانهی موبی دیک افتادم که نامش استارباک بود؛ اما موبی دیک هیچ ارتباط مستقیمی به استارباکس نداشت. انتخاب این نام کاملا تصادفی بود. در بسیاری از منابع اشاره شده است ناخدای کشتی پیکاد عاشق قهوه بوده است؛ اما شخص دیگری گفت این قهوهی محبوب در کتاب نبود بلکه در فیلم به آن اشاره شده بود؛ اما تا آنجا که من میدانستم موبیدیک هیچ ربطی به قهوه نداشت.
منابع الهامبخشی برای انتخاب نام شرکتها وجود دارد، اما انتخاب یک باغ سیب، رودخانه یا یک داستان مرتبط با فرهنگ جامعه هم میتوانند منابع خوبی برای انتخاب اسم یک شرکت باشند.